خرید بک لینک
اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیمز شرطها بگذشتیم و رایگان کردیماگر چه یک طرف از آسمان زمینی شدنه پاره پاره زمین را هم آسمان کردیماگر چه بام بلندست آسمان مگریزچه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیمپرت دهیم که چون تیر بر فلک بپریاگر ز غم تن بیچاره را کمان کردیماگر چه جان مدد جسم شد کثیفی یافتلطافتش بنمودیم و باز جان کردیماگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیموگر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیمتو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاختهزار بارت از آن شهد در دهان کردیماگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلندبر این درخت سعادت که آشیان کردیمبگیر ملک دو عالم که مالک الملکیمبیا به بزم که شمشیر در میان کردیمهزار ذره از این قطب آفتابی یافتبسا قراضه قلبی که ماش کان کردیمبسا یخی بفسرده کز آفتاب کرمفسردگیش ببردیم و خوش روان کردیمگر آب روح مکدر شد اندر این گردابز سیلها و مددهاش خوش عنان کردیمچرا شکفته نباشی چو برگ می لرزیچه ناامیدی از ما که را زیان کردیمبسا دلی که چو برگ درخت می لرزیدبه آخرش بگزیدیم و باغبان کردیمالست گفتیم از غیب و تو بلی گفتیچه شد بلی تو چون غیب را عیان کردیمپنیر صدق بگیر و به باغ روح بیاکه ما بلی تو را باغ و بوستان کردیمخموش باش که تا سر به سر زبان گردیزبان نبود زبان تو ما زبان کردیم + نوشته شده در جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ ساعت توسط حمید سیلویدی  | 

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 15:15

شعر از: احمد محمدترانه از :ناصر رزازی بارگهی خهمم ههڵگرت و هاتمهوه بۆ شارهکهمکوله بار غمم را برداشته و سوی دیار خود آمدمهاتم بهرهو دییاری شهنگی کهس و کارهکهمدیار سرسبز و خرم پدرانمبۆ باوهشی به سۆزی دایکه دڵ سووتاوهکهمسوی آغوش گرم و پرسوز مادر داغدیدهxadامتاکوو بزانێ چهنده به سۆیه ئازارهکهمتا مادر بداند چقدر درد من کشنده استهاتووم وهکوو شهماڵێک چڵ و گهڵا بدوێنمآمدهxadام تا چون باد شمالی با گل و گیاه سخن بگویمپاییزی غهرێبی دڵ به جارێک ههڵوارێنمو یکباره برگxadهای زرد پاییز غربت دل را فروریزمکه من نمهی باران بم، ئێوهش ئاوێنهی باخمناگر من نم نم باران باشم شماهم آینۀ باغچۀ من هستیدههرچهنده لێتان دوور بم ههنسک و ئاهی ناخمناگرچه از شما دورهم باشم ولی بازم هقxadهق و آه درون من هستیددڵم پرسه خانهیه سهرم بهفری زستانهقلبم آرمگه غمهاست وسرم چون برف از درد سپید گشتهههمیشه خهم له چاوما باڵاترین میوانهغم همیشه والاترین مهمان چشامهوهک باڵندهی لانهواز تهرهو بێ ناونیشانممثل پرندۀ رانده شده از لانه، من نیز از کاشان خویش بی نام ونشان رانده شدهxadامچهن شیرینه که دهڵێم من خهڵکی کوردستانمچقدر شیرین است آنگاه که می گویم من اهل کردستانم,.......عزیز رعنای من به زیبایی دستنبو (شمامه) نورسته استوقتی میخواستم دستش را در دستانم بگیرم، از شرم و حیا، مانند به نارس می لرزیدادامه مطلب ترجمه فارسی و متن آهنگ Muhur از Mustafa Ceceli و Irmak Arıcıپیک، نامه ی روشنی چشمانم را برایم آورداو دیده ی جهان بین من و دین و دنیای من استدرونم را با جفا ریش ریش کردهرشته ی صبر و طاقتم دیگر توانی نداردخدایا چرا وقتی می توانستم او را نبوسیدمباید هر روز میان دو چشمش را بوسه بار

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 15:15

همه کس را عقل خود بکمال نماید و فرزند خود بجمال.یکی یهود و مسلمان نزاع میکردندچنان که خنده گرفت از حدیث ایشانمبه طیره گفت مسلمان: گر این قبالهٔ مندرست نیست خدایا یهود میرانمیهود گفت: به تورات میخورم سوگند!وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانمگر از بسیط زمین عقل منعدم گرددبه خود گمان نبرد هیچکس که نادانم(سعدی)++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++دکارت : در بین همه چیزها تنها عقل است که عادلانه تقسیم شده،زیرا همه فكر می كنند به اندازه كافی عاقلند.++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ + نوشته شده در سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ ساعت توسط حمید سیلویدی  | 

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 15:15

تفاوت اضطراب با ترس و نگرانی چیست؟بسیاری از افراد از اصطلاح اضطراب، ترس و نگرانی به یک منظور استفاده می کنند، در حالی که هر یک از این واژه ها از نظر وضعیت روانی با یکدیگر تفاوت دارند. تجربه ما از هر یک از این وضعیت ها و پیامد آن روی سلامت عاطفی و روانی ما نیز بسیار متفاوت است. برای تعریف درست هر کدام از این مفاهیم ابتدا باید هیجانات و حالات هیجانی را بشناسیم.هیجان ها، پاسخ های نسبتاً ساده و کلی هستند، که بدن ما به محرک های درونی و بیرونی از خود نشان می دهد. هیجانات معمولاً لحظه ای هستند و با تغییرات فیزیولوژیک و یک حالت عاطفی همراه می باشند. برای درک بهتر، ابتدا تعریفی از هر یک از واژه های عنوان شده ارائه می دهیم.اضطراب:احساس ناخوشایند از احتمال و تخمین بروز واقعه ای ناگوار درآینده، اضطراب می باشد. زمانی که فرد دچار اضطراب می شود، علائم جسمانی مانند: بالا رفتن ضربان قلب، عرق کردن، سوزش معده، حالت تهوع، سر درد و لرزش دست و پا را تجربه می کند.اضطراب زمانی در زندگی فرد بروز می کند که، شرایط استرس زا در زندگی او بیش از اندازه طولانی و تکراری شود. در این حالت دستگاه عصبی بدن توان مقاومت را از دست داده و بدن برای مدت طولانی حالت آماده باش دارد.در این شرایط مشکل بهداشت روانی به وجود می آید و فرد یا در ارتباط با اطرافیانش دچار مشکل و یا در انجام کارهای روزانه و عادی خود دچار اختلال می شود. این افراد تحت تأثیر اضطراب مداوم دچار آسیب های جسمی و روانی می شوند.نگرانی:بر خلاف اضطراب که پاسخ هیجانی پیچیده ای است و مؤلفه های شناختی، فیزیولوژیکی و حرکتی دارد، نگرانی جزء مؤلفه های شناختی اضطراب است.نگرانی، افکار و تصوراتی هستند که، افراد در رابطه با پیامد های منفی و یا تهدید آمیز آینده از

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:54

صفحه بندی